سیستم‌سازی

تنوع تجربه کاری؛ ضعف حرفه‌ای است یا مزیت رقابتی؟

تنوع تجربه کاری؛ ضعف حرفه‌ای است یا مزیت رقابتی؟

تنوع تجربه کاری زمانی ضعف است که هر حوزه جدا از بقیه بماند، و زمانی مزیت رقابتی می‌شود که حوزه‌ها را به هم وصل کنی. من سال‌ها این تنوع را کمبود تخصص می‌دانستم. حالا آن را ستون اصلی کاری می‌دانم که انجام می‌دهم: سیستم‌سازی.

تعریف: منظور از تنوع تجربه کاری چیست؟

تنوع تجربه کاری یعنی کار کردن جدی در چند حوزه‌ی به‌ظاهر نامرتبط، بدون اینکه در هیچ‌کدام به‌عنوان متخصص تک‌رشته‌ای شناخته شوی. تفاوتش با پراکنده‌کاری در یک چیز است: اتصال. کسی که فقط چند مهارت را کنار هم چیده از آن‌ها نتیجه‌ی اتصال نمی‌گیرد. کسی که آن‌ها را به هم وصل می‌کند، از خروجی اتصال سود می‌برد.

چرا سال‌ها این تنوع را ضعف خودم می‌دانستم؟

استعاره‌ای که برای خودم ساخته بودم این بود: دریاچه‌ای به عمق سه سانت. پهن، ولی کم‌عمق. در فروش کار میدانی کرده بودم، در دیجیتال مارکتینگ سایت و سئو ساخته بودم، در هوش تجاری داشبورد و معماری داده طراحی کرده بودم، در منابع انسانی کنار تیم سرمایه انسانی هلدینگ عالیس روی مدیریت عملکرد و LMS کار کرده بودم. هر بار که خودم را با کسی مقایسه می‌کردم که ده سال فقط یک کار کرده بود، همان استعاره برمی‌گشت.

چه چیزی این معادله را عوض کرد؟

یک کلمه: اتصال. دانستنِ چهار حوزه به‌تنهایی هیچ ارزشی ندارد. ارزش وقتی ساخته می‌شود که بتوانی از فروش بفهمی مشتری واقعاً چه می‌خواهد، از دیجیتال مارکتینگ بسازی که آن خواسته دیده شود، از هوش تجاری اندازه‌اش بگیری، و از منابع انسانی مطمئن شوی تیم می‌تواند بدون تو اجرایش کند. این چهار حوزه به‌تنهایی چهار شغل جدا هستند. کنار هم، یک کار می‌شوند: سیستم‌سازی.

مدل T-شکل این تنوع را چطور توضیح می‌دهد؟

مدل T-شکل می‌گوید یک حرفه‌ای دو بعد دارد: عرض، یعنی چند حوزه که می‌شناسد، و عمق، یعنی یک حوزه که در آن اجرا می‌کند. تیر افقیِ T من فروش، دیجیتال مارکتینگ، هوش تجاری و منابع انسانی است. تیر عمودی‌اش سیستم‌سازی است؛ جایی که این چهار حوزه را می‌گیرم و در قالب یک ساختار قابل‌اجرا کنار هم می‌چینم. تحصیلاتم هم همین مسیر را دنبال کرده: کارشناسی مهندسی نرم‌افزار برای درک ابزار، ارشد بازاریابی برای درک بازار، دوره‌ی اجرایی مدیریت برای درک سازمان. این‌ها پشتوانه‌اند، نه محور. روی مدرک مانور نمی‌دهم، فقط جایی که واقعاً لازم شد ارجاعشان می‌دهم.

هزینه‌ی این مسیر چه بود؟

این مسیر رایگان نبود. در هیچ‌کدام از این چهار حوزه به اندازه‌ی کسی که فقط همان یکی را ده سال انجام داده تخصص ندارم. در جلسه‌ای که موضوع فنی محض سئو یا معماری دیتابیس باشد، متخصص تک‌رشته‌ای برنده است. من روی نقطه‌ی دیگری شرط بسته‌ام: جایی که مسئله از یک حوزه شروع می‌شود ولی ریشه‌اش در حوزه‌ی دیگری است، مثلاً افت فروش که ریشه‌اش در نبود سند فرایند است، نه در تیم فروش. آنجا تخصص تک‌رشته‌ای به‌تنهایی به بن‌بست می‌خورد.

این چه ربطی به سیستم‌سازی دارد؟

سیستم‌سازی همان کاری است که این تنوع تجربه را قابل استفاده می‌کند. یک سیستم خوب فقط ابزار خوب نیست؛ ترکیبی از ابزار، افراد، اسناد و ارتباطات است که با هم کار می‌کنند. کسی که فقط ابزار بلد است، سیستم را نصفه می‌سازد. تنوع تجربه یعنی می‌توانی نصف‌های دیگرش را هم ببینی، چون خودت آن‌ها را از نزدیک زندگی کرده‌ای. همین نگاه را در مقاله‌ی چطور کسب‌وکارت را به خودت وابسته نکنی از زاویه‌ی دیگری باز کرده‌ام.

پرسش‌های پرتکرار

آیا تنوع تجربه یعنی سطحی بودن؟

نه اگر در هر حوزه واقعاً کار کرده باشی، نه فقط خوانده باشی. سطحی بودن وقتی اتفاق می‌افتد که کسی چهار حوزه را کنار هم بگذارد بدون آنکه در هیچ‌کدام واقعاً اجرا کرده باشد.

چه زمانی تخصص تک‌رشته‌ای بهتر از تنوع تجربه کاری است؟

وقتی مسئله محدود به یک حوزه‌ی فنی است و نیازی به اتصال چند حوزه نیست؛ مثل رفع یک باگ خاص یا طراحی یک کمپین تبلیغاتی مشخص.

تنوع تجربه چطور به کسب‌وکار من کمک می‌کند؟

اگر مسئله‌ی سازمان تو در مرز چند حوزه گیر کرده، مثلاً افت فروش که ریشه‌اش در فرایند است نه در تیم فروش، کسی که فقط یک حوزه را می‌بیند ریشه را پیدا نمی‌کند.

چطور می‌توان این تنوع را به مزیت تبدیل کرد؟

با تمرکز روی اتصال حوزه‌ها به‌جای اضافه کردن حوزه‌ی تازه. سوال کلیدی این نیست که چند حوزه بلدی؛ این است که آیا می‌توانی خروجی یک حوزه را ورودی حوزه‌ی بعدی کنی.

جمع‌بندی

سال‌ها فکر می‌کردم دریاچه‌ای به عمق سه سانت هستم. حالا می‌دانم همان دریاچه‌ی پهن دقیقاً چیزی است که به من اجازه می‌دهد سیستم‌ها را کامل ببینم، نه فقط یک تکه‌شان را. اگر کسب‌وکار تو هم مسئله‌ای دارد که در مرز چند حوزه گیر کرده، همان‌جا کار من شروع می‌شود: سیستم‌سازی و توسعه‌ی کسب‌وکار.

علی ناصری هستم. بیش از ده سال روی سیستم‌سازی سازمانی کار کرده‌ام: از طراحی فرایند و هوش تجاری تا مدیریت پروژه و استقرار LMS. با هلدینگ‌ها و تیم‌های مدیریتی کار می‌کنم تا کسب‌وکارشان را از وابستگی به افراد خاص خارج کنم. در مشهد مستقرم و روی پروژه‌های واقعی می‌نویسم، نه تئوری کلاسی.

مشاهده تمام مطالب